![]() |
![]() |
|
| برای دل خودم |
|
بوی باران بوی سبزه بوی خا ک شاخه های شسته باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید برگ های سبز بید عطر نرگس رقص باد نغمه و بانگ پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 0:31 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام ای سپیده صبح سلام
ای عشق رویایی سلام روزها در پی عشقی هستم که دلم را پر آهنگ کند قلب پر درد مرا بر گیرد سینه ام پاک ز آژنگ کند روزها در پی محبوبی که در سرانجام زمان گمشده است لحظه ها در گذر فکری که عشق در آن پر از وسوسه است عشق را با هوس و غوغایش دل من با سر جان خواهان است آرزو را که در آن بره ی عشق قلب من منطقه ی جولان است دل من نیست زمان سنجی که لحظه ها را چو قلم ثبت کند عشق رویایی من عشقی نیست که مرا در جسدم حبس کند عشق آنست که پرواز دهد دل من را ز قفس تا دنیا روح را صیقل و رنگی بخشد ببرد تا سر حد رویا عشق آنست که تاریکی دل ز وجودش پر از نور شود لحظه های خالی از زیبایی پر از زمزمه و شور شود بیگناهم اگر از خواهش دل چشم بر روی نگاری دارم. |
|
RSS
|