![]() |
![]() |
|
| برای دل خودم |
|
آرزویم این است نتراود اشک از چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه ترا می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد و ترا دوست بدارد به هر اندازه دلت می خواهد
عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او عشق يعني مرگ از يك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق گرمي دست تو در آغوش عشق عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان تا سحر از عاشقي با او بخوان عشق يعني هر چه داري نيم كن از برايش قلب خود تقديم كن
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 1:54 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام ای سپیده صبح سلام
ای عشق رویایی سلام روزها در پی عشقی هستم که دلم را پر آهنگ کند قلب پر درد مرا بر گیرد سینه ام پاک ز آژنگ کند روزها در پی محبوبی که در سرانجام زمان گمشده است لحظه ها در گذر فکری که عشق در آن پر از وسوسه است عشق را با هوس و غوغایش دل من با سر جان خواهان است آرزو را که در آن بره ی عشق قلب من منطقه ی جولان است دل من نیست زمان سنجی که لحظه ها را چو قلم ثبت کند عشق رویایی من عشقی نیست که مرا در جسدم حبس کند عشق آنست که پرواز دهد دل من را ز قفس تا دنیا روح را صیقل و رنگی بخشد ببرد تا سر حد رویا عشق آنست که تاریکی دل ز وجودش پر از نور شود لحظه های خالی از زیبایی پر از زمزمه و شور شود بیگناهم اگر از خواهش دل چشم بر روی نگاری دارم. |
|
RSS
|