![]() |
![]() |
|
| برای دل خودم |
|
عشق لالايي بارون تو شباس...نم نم بارون پشت شيشه هاست...لحظه ي شبنم و برگ گل ياس...لحظه ي رهايي پرنده هاست... توخودعشقي كه شوق موندني...غم تلخ وگنگ شعراي مني...وقتي دنيا درد بي حرفي داره...تويي كه فرياد درداي مني... دستاي تو خورشيدونشون ميدن...چشماي بستمو بي دار مي كنن...صداي بال پرنده رولبات توگوشام دوباره تكرارمي كنن... عشق لالايي بارون تو شباس...نم نم بارون پشت شيشه هاست...لحظه ي عزيزه با توبودنه...آخرين پناه موندنه منه...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 1:19 توسط مریم |
|
عشق را نه از روی جملات نامه ها بلکه از چشم ها بخوان کلمات عشق با شکوه را حقیر و کوجک می کنند برای فهمیدن معنی نگاه دنبال کتاب ها نرو جوابش را در قلبت خواهی یافت. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 1:25 توسط مریم |
|
گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما را یا نه ویرانه کنی ساخته دنیا را گفتم ای عشق چه بر روز تو آمد امروز که به تشویش سپردی شب عاشق ها را حیف از امروز که بی عشق به شب آمد ای عشق کاش خورشید تو آغاز کند فردا را. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مهر 1385ساعت 1:29 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام ای سپیده صبح سلام
ای عشق رویایی سلام روزها در پی عشقی هستم که دلم را پر آهنگ کند قلب پر درد مرا بر گیرد سینه ام پاک ز آژنگ کند روزها در پی محبوبی که در سرانجام زمان گمشده است لحظه ها در گذر فکری که عشق در آن پر از وسوسه است عشق را با هوس و غوغایش دل من با سر جان خواهان است آرزو را که در آن بره ی عشق قلب من منطقه ی جولان است دل من نیست زمان سنجی که لحظه ها را چو قلم ثبت کند عشق رویایی من عشقی نیست که مرا در جسدم حبس کند عشق آنست که پرواز دهد دل من را ز قفس تا دنیا روح را صیقل و رنگی بخشد ببرد تا سر حد رویا عشق آنست که تاریکی دل ز وجودش پر از نور شود لحظه های خالی از زیبایی پر از زمزمه و شور شود بیگناهم اگر از خواهش دل چشم بر روی نگاری دارم. |
|
RSS
|